أبو علي سينا
مقدمهء مصحح 86
كنوز المعزمين ( فارسى )
امّا فرق تميمه با تعويذ اين است كه تميمه خود آن مهرههاست كه وسيلهء عوذه مىشود ، و تعويذ عملى است كه با آن مهرهها براى دفع چشم زخم كنند . بعبارت ديگر در تميمه ذات معروض وصف ، و در تعويذ صفت عارض ذات ملحوظ است . رقيه رقيه بضمّ راء و سكون قاف كه بر رقى با الف مقصوره جمع بسته شود ، عربى افسونست كه عامل آن را راقى و جمع آن را رواقى بمعنى افسون خوان و افسونگر مىگويند . و در اصطلاح كلماتى است كه براى دفع امراض و تسكين اوجاع و رام كردن و بيرون كشيدن مار و كژدم از سوراخ و رفع آسيب پريان و گزندگان و مقاصد ديگر از اين قبيل بنويسند يا بخوانند و بدمند ، و همچنان اعمال ديگر كه در اين موارد بجاى آورند تا مراد حاصل شود . - مانند رقيهء ضرس و حمىّ و عين يعنى افسون درد دندان و تب بند و افسون چشم درد يا چشم زخم ، و رقيهء حيّه يعنى مار افسون و امثال آن . و در حديث روايت كنند « لا رقية الّا من عين أو حمة » « 1 » يعنى افسونى سودمندتر از رقيهء چشم زخم يا چشم رسيده و نيش كژدم يا كژدم گزيده نباشد . نابغه گويد : تناذرها الرّاقون من سوء سمّها . . الخ .
--> ( 1 ) - در نهايهء ابن اثير و لسان العرب اين طور معنى شده است كه « لا رقية اولى و انفع . . »